کلام روز

 


  پیوند مرتبط





 

 
آمار سایت

 


گفت و گو با مادری که می خواهد تاریخ ساز شود

الهه احمدی تیرانداز تهرانی تیم ملی پس از اینکه بهترین بانوی ورزشکار ایران در المپیک لقب گرفت صاحب فرزند شد تا مرحله جدیدی از زندگی را تجربه کند. او در شرایط جدیدی که در زندگی شخصی اش ایجاد شد وارد دوران افت در ورزش قهرمانی شد. برخی او را دیگر تمام شده می دانستند اما همه نامهربانی ها را تحمل کرد و با گذر از دورانی سخت، بار دیگر ثابت کرد که هنوز می تواند بهترین بانوی ورزش ایران باشد.
الهه احمدی توسط پدرش به سوی تیراندازی کشیده شد. اوایل علاقه ای به این ورزش نداشت اما او حالا دیگر عاشق تیراندازی است و این ورزش به بخش مهمی از زندگی اش تبدیل شده است. هیئت تیراندازی استان تهران گفتگویی با تیرانداز پایتخت نشین انجام داده که در ادامه میخوانید.

به طور تفریحی تیراندازی را شروع کردم

در سال 80 بعد از گرفتن دیپلم در کنکور شرکت کردم اما در هیچ رشته ای پذیرفته نشدم. به دلیل اینکه پدرم مربی تیراندازی بود به طور تفریحی به این رشته روی آوردم و اولین مربی ام هم پدرم بود. من نمی خواستم تیراندازای را حرفه ای ادامه دهم. قصد ادامه تحصیل داشتم. در رشته تجربی درس خواندم و چون به رشته زیست شناسی علاقه داشتم، می خواستم دوباره کنکور بدهم و در این رشته قبول شوم. هنوز هم زیست شناسی را دوست دارم و هر از چند گاهی کتابی از این رشته مطالعه می کنم.

گریه می کردم تا تیراندازی را کنار بگذارم

در زمانی که یک دختر 18 ساله بودم و به تازگی به رشته تیراندازی روی آورده بودم به هیچ عنوان از این رشته خوشم نمی آمد. حتی به مدت یک ماه در خانه گریه می کردم و می گفتم نمی خواهم تیراندازی را ادامه دهم و تنها دوست داشتم ادامه تحصیل دهم و به تیراندازی به طور تفریحی نگاه می کردم.




بالاخره به تیراندازی علاقه مند شدم

در ابتدای راه با اینکه جثه کوچکی داشتم اما دوستان پدرم معتقد بودند که استعداد زیادی دارم و می توانم به زودی قهرمان شوم. با این حرف ها من سرگرم شدم تا اینکه بالاخره خودم به تیراندازی علاقه مند شدم. تیراندازی را نمی توان از بیرون دید و باید شلیک کنید تا زیبابی و هیجان این رشته را درک کنید. هیجانی که در رشته تیراندازی وجود دارد من را سال ها در این رشته نگه داشت.

دوست داشتم در کنار راحله خیرالله زاده شلیک کنم اما خداحافظی کرد

از سال 82 وارد اردوهای تیم ملی شدم. در آن زمان تعداد بانوان تیرانداز کمتر از حالا بود. راحله خیرالله زاده ورزی که پدرش هم نظامی بود در دنیای تیراندازی اسم و رسمی داشت. خیلی دوست داشتم در کنار او شلیک کنم اما متاسفانه از زمانی که من وارد اردوهای تیم ملی شدم خیرالله زاده ورزی تیراندازی را کنار گذاشت. البته او در حال حاضر در پست مدیریتی در این رشته فعالیت می کند و نایب رییس بانوان هیات تیراندازی استان تهران است.
در رقابت های قهرمانی آسیا در مالزی بعد از چهار سال رکورد ایران و خیرالله زاده ورزی را شکستم و او نیز بعد از این رقابت ها اولین کسی بود که برای تبریک گفتن با منزل ما تماس گرفت.




بمبی در وجود من بود که منفجر شد

با اینکه از سال 82 حضور در تیم ملی را تجربه کردم اما زمان شکوفایی من در تیراندازی سال 87 بود. آن زمان تازه لازلو سوچک به ایران آمده بود و از آن سال بود که به معنای واقعی تیراندازی کردم. قبل از آمدن سوچک امکانات تمرینی ما بسیار محدود بود و تجهیزات و سلاح های تمرینی ضعیفی داشتیم. سلاحی که من در آن دوران استفاده می کردم حتی برای شلیک یک نوجوان که امروز وارد عرصه تیراندازی می شود هم مناسب نبود. حتی به مدت دو سال لباس مخصوص تیراندازی هم نداشتم.
امکانات آن زمان قابل قیاس با حالا نبود. من در تیراندازی مستعد بودم اما در ابتدا این استعداد شکوفا نشده بود. یک دوره خاموشی را در تیراندازی گذراندم. بمبی در وجود من بود که شرایط انفجار را نداشت اما پس از دوره ی جدیدی که در تیراندازی به وجود آمد، به یک باره منفجر شد و فهمیدم که تیرانداز خوبی خواهم شد.

از همان ابتدا می دانستم قهرمان جهان می شوم

از همان ابتدا که به طور حرفه ای به تیراندازی نگاه کردم می دانستم روزی قهرمان جهان می شوم. قدرت ذهنم در 14 سال قبل بیشتر از حالا بود. ای کاش شادابی آن سالها را داشتم. البته چون سنم پایین تر بود و مسئولیت کمتری نیز داشتم فکرم بازتر بود. من برای قهرمانی جهان گام برداشتم و خوشبختانه این اتفاق رخ داد.
پله های ترقی را یکی پس از دیگری پشت سر گذاشتم تا این که در قهرمانی جهان مدال نقره گرفتم و بعد از آن هم گام به میدان المپیک گذاشتم. تجربه المپیک واقعا متفاوت است. آرزوی هر ورزشکاری است که بتواند در المپیک شلیک کند. تنها کسی می تواند از عهده المپیک بر آید که از لحاظ ذهنی آماده باشد. مطمئنا داشتن مربی خوب و فراهم بودن امکانات مهم است اما در زمین المپیک خود ورزشکار است که می تواند به خودش کمک کند و قهرمانی را رقم بزند.




تجربه داشتم در لندن مدال می گرفتم

در المپیک لندن من در مقدماتی خوب شلیک کردم و در بین قدرت های این رشته به فینال تفنگ بادی 10 متر رسیدم. تجربه شلیک کردن در فینال فرق دارد و من تجربه حضورم در فینال های بزرگ کم بود و شاید مهمترین عاملی که من در لندن مدال نگرفتم به دلیل همین کم تجربگی بود.
مدال نگرفتن در المپیک را بدشانسی تلقی نمی کنم زیرا معتقدم شانس خیلی در قهرمانی دخیل نیست. استرس زیادی در فینال نداشتم و این استرس قابل کنترل بود. می توانستم نتیجه بهتری بگیرم که نشد. اما در ادامه راه از تجربه حضور در فینال المپیک به خوبی بهره بردم.




بعد از بازگشت به دنیای قهرمانی دچار افت شدیدی شدم

بعد از المپیک حدود یک سال و نیم از تیراندازی دور بودم و در شرایطی که به تازگی مادر شده بودم به ورزش قهرمانی بازگشتم. بعد از این بازگشت یک سالی در افت بودم و چند ماهیست که به شرایط آرمانی بازگشته ام. سال گذشته شکست های سختی را متحمل شدم. دچار افت بدنی و ذهنی شده بودم که بهبود این شرایط برایم سخت بود. به حدی تیراندازی ایران خوب است که اگر قهرمانی هم از این رشته کنار رود، جای خالی او خیلی زود پر می شود.
پیش از بازیهای آسیایی اینچئون رکوردم کمی بهبود یافت و جزو سه نفر تیم ملی تفنگ بادی به مدال نقره تیمی ماده 10 متر رسیدم.

برای بازگشت به شرایط آرمانی سخت تمرین کردم

بعد از بازیهای آسیایی حدود چهار ماه در تمرین ها حضور پیدا نکردم. البته در آن مدت حدود دو ماه هم سرمربی تیم در ایران حضور نداشت. بعد از این دوری چهار ماهه سعی کردم ایراداتم را برطرف کنم. اشتباهاتم را بازبینی کردم و برای بازگشت به شرایط قبل سخت تمرین کردم و از لحاظ بدنی خود را بالا بردم. البته هنوز هم جا دارد که بهتر از این باشم.
در ماه های آخر سال 93 در چند مسابقه داخلی شرکت کردم که شاید به لحاظ فنی سطح بالایی نداشت اما از جهت ذهنی من را آماده کرد. در رکورد گیری ها عملکرد خوبی داشتم و اعتماد به نفسم برگشت و توانستم خیلی چیزها را به خیلی از آدمها ثابت کنم.




مدال طلای آزاد اروپا سرآغاز موفقیت های بعدی بود

تا اینکه به سال 94 رسیدم و در نوروز امسال یک اردوی تدارکاتی در آلمان داشتیم و در مدت زمان حضور در آلمان در مسابقات آزاد اروپا نیز شرکت کردیم که من توانستم به مدال طلا برسم و اولین مسابقه بعد از دوران افتم بود که مدال گرفتم. همان رقابت ها به من خیلی کمک کرد تا سرآغازی برای موفقیت های بعدی باشد.

از استرس شلیک آخر فینال به خوبی بر آمدم

قبل از جام جهانی آذربایجان، فدراسیون تیراندازی هر طور بود با تمام مشکلات مالی چهار تن از تیراندازانی که شانس کسب سهمیه داشتند را به اردوی هانوفر اعزام کرد. این اردو خیلی به ما کمک کرد. تا اینکه در جام جهانی سرنوشت ساز آذربایجان شرکت کردیم.
در مرحله مقدماتی من به همراه نجمه خدمتی و مه لقا جام بزرگ به فینال راه پیدا کردیم. فشار در فینال ده برابر شد. با اینکه سه نفر در فینال بودیم اما با احتیاط شروع کردم. در درجه اول برایم کسب سهمیه مهم بود که خوشبختانه من و خدمتی دو سهمیه ریودوژانیرو را کسب کردیم.
وقتی مطمئن شدم که سهمیه را گرفتم عزمم را جزم کردم که به مدال طلای جهان برسم. در نهایت من و نماینده چین که قهرمان المپیک لندن بود برای کسب مدال مبارزه کردیم. قبل از شلیک دو تیر آخر امتیازم کمتر از حریف چینی بود. دائما نتایج را چک می کردم. تا اینکه در شلیک نوزدهم من بهتر عمل کردم و جلو افتادم. با خودم صحبت می کردم که تیر آخر را باید حریف چینی اشتباه بزند. استرس وحشتناکی داشتم و اکثرا تیراندازان در شلیک آخر به دلیل استرس عملکرد خوبی ندارند. اما خوشبختانه من از استرس تیر آخر بر آمدم و به مدال طلا رسیدم.

با طلای فینال جام های جهانی انگیزه ام برای المپیک بیشتر شد

بعد از پایان رقابت های جام جهانی آذربایجان، فدراسیون جهانی تیراندازی از 10 نفر از برترین های هر ماده که بیشترین امتیاز ها را در جام های جهانی کسب کرده اند، برای شرکت در فینال جام های جهانی دعوت کرد. در مرحله مقدماتی تفنگ بادی 10 متر، 10 تیرانداز باهم رقابت کردند و در نهایت هشت نفر راهی فینال شدیم و خوشبختانه آنجا نیز به مدال طلا رسیدم.
تجربه این مسابقات برایم خیلی خوب بود و انگیزه ام را برای حضور هر چه بهتر در المپیک افزایش داد. چند ماهی نیز در صدر رنکینگ تیراندازی تفنگ 10 متر قرار داشتم.




در راه کسب سهمیه خیلی ها به من کمک کردند

در راه رسیدن به سهمیه المپیک خیلی ها به من کمک کردند. از خانواده تا مربی ام برای کسب سهمیه تلاش کردند. نمی دانم از تلاش هر کدام چگونه تشکر کنم. خودم هم زحمات زیادی در این راه کشیدم و سختی های زیادی را تحمل کردم.
بعد از لندن با بحرانی رو به رو شدم که برای اکثر ورزشکاران این بحران پیش می آید. البته اینکه چطور بتوانی با این بحران رو به رو شوی مهم است. ورزشکاران در زمانی به افت شدید می رسند و این افت و خیز ها همیشه هست. ورزشکار باید پایین برود تا دوباره شارژ شود و بتواند دوباره به دوران قهرمانی برگردد. وقتی به یک قله صعود می کنی حتما باید پایین بیایی تا بتوانی دوباره قله بعدی را فتح کنی.

اگر مادرم نبود باید ورزش را کنار می گذاشتم

در مورد مادرم نمی دانم چه بگویم. واقعا حرفی ندارم زیرا به قدری برایم زحمت کشیده که زبانم قاصر است. مادرم باعث شد بعد از المپیک لندن با وجود فرزند کوچک باز هم ورزش را ادامه دهم. اگر او از پسرم مراقبت نمی کرد حتما من دنیای قهرمانی را کنار گذاشته بودم و نهایتا به طور تفریحی می توانستم ورزش را ادامه دهم.




پسرم "باور" من را باور کرده است

من مادر خوبی برای فرزندم "باور" نبوده ام. زیرا بیشتر اوقات در تمرین و مسابقات هستم و نمی توانم برای فرزندم وقت کافی بگذارم. قهرمانی با داشتن فرزند بسیار سخت است اما این راه را خودم انتخاب کرده ام و باید با سختی آن هم کنار بیایم. به نوعی فرزندم قبول کرده است که من ورزش را ادامه دهم.
اگر راه آمدن او نبود و اگر در چشمانش سختی را می دیدم باید ورزش را کنار می گذاشتم اما پسرم هم با تمام سختی ها کنار آمده است.
همسرم هم در رسیدن به این راه به من خیلی کمک کرده است. شاید من همسری باشم که مدال طلای جهان دارم اما همسری نیستم که بتوانم هر روز غذاهای رنگارنگ درست کنم (با خنده)
با شوقی که در چشمان والدینم و همسر و فرزندم می بینم برای ادامه راه انگیزه پیدا می کنم. اگر حمایت آنها نبود به این جایگاه نمی رسیدم.

امکانات فراهم شود ایران مدال المپیک در تیراندازی می گیرد

تیراندازی ایران مدال طلا، نقره و برنز جهان را در کارنامه دارد. توجه تیراندازان دنیا به بانوان تیرانداز ایرانی جلب شده است. اگر برنامه ریزی خوبی تا المپیک شود به مدال المپیک هم می رسیم..

با فکر مدال المپیک تمام کارهایم را انجام می دهم

من با فکر مدال المپیک از خواب بیدار می شوم، با این فکر تمام کارهایم را انجام می دهم، سلاحم را برمی دارم و شلیک می کنم. خلاصه تمام ذهنم را معطوف کسب مدال طلای المپیک کرده ام. رقابت سختی در المپیک هست و هر کس ذهن آماده تری داشته باشد موفق تر است.

با حضور دکتر ذاکری در هیات تهران شرایط تغییر کرد

از زمان حضور ریاست جدید هیئت، شرایط تیراندازی استان تهران تغییرات زیادی کرده و امکانات بهبود پیدا کرده است. تهران پتانسیل زیادی دارد و میتواند قهرمانان زیادی پرورش داد. امیدوارم با برنامه ریزی خوب مسئولان هیئت، تیراندازی تهران به اوج برسد. البته در این یکسال اخیر نیز این مساله ثابت شده است. مسابقه ای مثل جایزه بزرگ به میزبانی تهران برگزار شد این برای نخستین بار بود که مسابقات جایزه بزرگ در کشورمان برگزار می‌شد و این رقابت‌ها انگیزه تیراندازان تهرانی را برای ارتقاء سطح عملکردشان بالا برد.




برایم دعا کنید که به مدال المپیک برسم

در آخر امیدوارم هر کس که این مصاحبه را می خواند برایم دعا کند تا نتیجه زحماتم را بگیرم و به مدال المپیک ریودوژانیرو دست پیدا کنم.

تاريخ  ارسال:جمعه 7 خرداد 1395 - 05:01
کد:13673-1398


 اخبار مرتبط:


 


 

  نظر شما در رابطه با اين خبر
 نام شما:
 پست الکترونيک:
 شماره تماس:

 آی پی شما:

 

 دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر سامانه در وب سایت منتشر خواهد شد.
 پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
 پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

 

  ارتباط با ریاست هیئت

 

 
 

 
گفت و گو

گفت و گو با مادری که می خواهد تاریخ ساز شود

 آرشيو گفت و گو

 

 
یادداشت

ره اندازی کانال آپارات هیات

 آرشيو یادداشت

 


کليه حقوق خبری و تصويری سايت متعلق به هیئت تیراندازی استان تهران می باشد.